العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
262
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
كرده ، حالشان نسبت به بهشت همچون كسى است كه آن را در پيش خود مينگرد و بر پشتىهاى آن تكيه زده ، و باورشان نسبت بدوزخ چنانست كه گويا درون آن و در حال عذابند ، دلهاى آنها غمگين و افسرده ، و مردم از شرشان ايمن ، و بدنهاى ايشان زار و نحيف ، و نيازهايشان سبك و خفيف ، و نفسهايشان عفيف و كمك و يارى آنها در اسلام عظيم است ، روزهائى چند را با تحمّل ناملايمات سر كرده ولى از آن پس استراحتى طولانى دارند و تجارتى پر سود كه پروردگار كريم بر ايشان ميسّر ساخته است ، مردمى زيركند ، دنيا روى آنها انگشت گذاشته ولى آنان دنيا را نخواستند ، بسراغ آنها رفت اما از پايش درآوردند . شب هنگام در صف ( بندگى خدا و نماز ) بايستند ، قطعاتى از قرآن را به آرامى و با قرائت نيكو تلاوت كنند ، خويشتن را بمثالهاى قرآن پند دهند ، و دردشان را بدان درمان سازند قسمتى از شبشان بدين گونه گذرد و زمانى هم پيشانى و كف دست و زانوان و پشت پايشان را بر زمين فرش سازند ( يعنى به حال سجده بر خاك بيفتند ) اشگشان سيلآسا بر گونهها روان شود ، بدينسان از جبّار عظيم تمجيد كنند ، و براى آزادى از دوزخ در پيشگاه خداى بزرگ مينالند و از شدت جزع نعره ميكشند ، شب آنها چنين ميگذرد . و امّا روز ، بردباران دانشمند ، خوبان پرهيزگارند ، ترس پروردگارشان آنها را چنان ضعيف كرده كه همچون تيرى لاغر و باريكند ، هر كس آنان را بنگرد پندارد مريضند در حالى كه هيچ كسالتى ندارند ، يا گمان كند ديوانهاند ولى آنها ديوانه عظمت پروردگار خويشند سلطنت عظيم خدا و حكومت قوى او دلها - يشان را به طپش انداخته و عقلشان از هيبت آن پريده ، چون از اين بيهوشى درآيند با اعمال پاك و كردار پسنديده بسوى خدا مبادرت جويند ، بكمى از آن اعمال رضايت ندهند و وافرش را زياد ندانند ، بنا بر اين خويشتن را ( بكوتاهى در انجام وظيفه ) متّهم سازند و از كردار خويش نگرانند ، اگر تعريفش كنند و